گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
84
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
نمودند و مىپنداشتند كه بر همه نيز غالب شدند . از طرف ديگر گروه شاهى به جمع كردن محتويات چادرها پرداخته خيال ميكردند فتح كامل با آنهاست . همين كه يونانىها آگاه شدند كه همراهان پادشاه در انبارها دست به كارند و شاه و تيسافرن نيز اطلاع يافتند كه يونانىها بر نفرات مقابل خود غلبه كرده بودند به تعاقب آنها شتافتند . در آن حين اردشير شاه به عزم پيكار عدهء خود را جمعوجور ميكرد كلارخوس نيز پروكز - نوس را ( كه در جبهه از همه به او نزديكتر واقع بود ) به يارى طلبيده با هم تعاطى افكار نمودند تا دستهء كمكى به قسمت نگهبانى ارزاق گسيل دارند . در اين حين يونانىها چنان كه از عقب ستون به نظر آنها رسيده بود متوجه پيشروى مجدد پادشاه شدند . ازينرو خود نيز به حركت درآمدند ، تا در صورت يورش دشمن آمادهء مقابله باشند اما شاه به پيشروى ادامه نداد بلكه از همان راهى كه قبلا رفته و از كنار جناح چپ كوروش گذشته بود بازگشت و در مراجعت نه فقط افرادى را كه طى نبرد به طرف يونانىها پناه آورده بودند بلكه تيسافرن و لشكرش را نيز برگردانيد چون با اولين زد و خورد تيسافرن فرار اختيار نكرده بود بلكه در امتداد رودخانه ( فرات ) دستهء سبك اسلحه را مورد حمله قرار داد . او در حين عبور كشتارى نكرد اما يونانىها كه شكافى در جلو افراد او ايجاد كرده بودند بر آنها در حين عبور از درون اين گذرگاه با زوبين و تير حملهور شدند . فرماندهء گروهان سپرداران يونانى اپيستن ، نام داشت و اهل آمفىپوليس بود و نقل كردهاند كه خود را در آن گيرودار مردى بسيار هشيار و زيرك نشان داد . بههرحال وقتى كه تيسافرن با هزار اشكال از تنگنا رهائى يافت ديگر رو نشان نداد بلكه او هم به اردوگاه